اگر بد کنی، چشم نیکی مدار *** که هرگز نیارد گز، انگور بار
نپندارم ای در خزانِ، کِشته جو *** که گندم ستانی به وقت درو
رطب ناورد چوب خرزهره بار *** چو تخم افکنی، بر همان چشم دار
نعمت و مال ماندنی نیست. بنابراین، اکنون که توان داریم، باید با نیکی و احسان، پاداش آخرت را برای خود فراهم کنیم:
کسی کوی دولت ز دنیا ببُرد *** که با خود نصیبی به عقبا ببرد
درون فروماندگان شاد کن *** ز روز فروماندگی یاد کن
نه خواهندهای بر در دیگران *** به شکرانه، خواهنده از در مران
آدمی باید هنگام توانگری، به فریاد دیگران برسد تا به روز درماندگی، فریادرسی داشته باشد.
تو هرگز رسیدی به فریاد کس که میخواهی امروز فریادرس؟
که بر جان ریشت نهد مرهمی؟ ***که دلها ز ریشت نبالد همی
سعدی درباره نوعدوستی، نیکی و احسان به یتیمان چه زیبا سروده است:
چو بینی یتیمی سر افکنده پیش *** مده بوسه بر روی فرزند خویش
یتیم ار بگرید، که نازش خرد؟ *** و گر خشم گیرد، که بارش برد؟
به رحمت بکن آبش از دیده، پاک ***به شفقت بیفشانش از چهره، خاک
اگر سایهای خود برفت از سرش ***تو در سایه خویشتن، پَروَرش
ادامه مطلب